ازادی Azadi ازادی Azadi ازادی
به وبلاگ ازادی خوش امديد.
علی
رغم همه ی اينها اما هنوز هم هيچ کسی قادر نيست بدرستی پيش بينی کند که آيا
سرانجام آمريکا به ايران حمله خواهد کرد يا خير. اين موضوعی است که حتی خود
رئيس جمهور ايالات متحده ی آمريکا نيز نمی داند، حتی
اگر وی چنين قصد و برنامه ای هم که داشته باشد زيرا تجربه نشان داده که اولآ آنگاه که ديگر وقوع جنگ حتمی
به نظر می رسد در همان دقيقه نود يکی از طرفين از مواضع خود از ترس و يا تدبير
عقب نشينی می کند، که جمهوری اسلامی در اينگونه تو زدن ها و
خفت پذيری سابقه ای طولايی دارد دومآ آنگاه که دشمنی ميان دو دولت آن اندازه ژرف می
شود که هر دو طرف حالت جنگی به خود می گيرند، گاهی حتی
يک تير اندازی بی جا و يا اشتباهی سربازی هم در اين ميان منجر به افروخته شدن
آتش يک جنگ تمام عيار خانمانسوز می گردد. ولو که اين امر
مطابق برنامه هر دو طرف بسيار زود باشد، هيچ طرفی در آمادگی کامل نباشد و يا
اينکه علی رغم صف آرايی اصولآ طرفين مايل به آغاز يک
جنگ جدی نبوده باشند در نتيجه اکنون
نه می توان گفت که ممکن است جنگی در
گيرد و نه می توان گفت نه. حتی اگر جنگی
هم آغاز گردد، باز هم نمی شود
گفت که آن جنگ ممکن است چه مدتی ادامه يابد
و تبعات آن برای ما چه خواهد بود. حتی اينرا هم نمی
توان حدس زد که اساسآ اين حالت بسيار بد (نه جنگ و نه
صلح) که سالها است ميان آمريکا و جمهوری اسلامی بوجود آمده،
که حتی بد تر از جنگ هم هست، تا
چه زمانی ممکن است که ادامه داشته
باشد. حاصل اينکه، يا آمريکا به ايران حمله خواهد کرد و يا
اينکه با پس نشستن جمهوری اسلامی در واپسين دقايق حمله ای صورت نخواهد گرفت پيش از ادامه بحث نکته ی بسيار مهمی که بايد
در اين ميان در نظر داشت، اين است که ضربات تخريبی را نبايد با جنگ کلاسيک و
زمينی برابر دانست. چه که متاسفانه بسياری ضربات ويرانگر و مهلک هوايی را با
جنگ يکسان می دانند و تحليل می کنند. در حالی که اين دو امر کاملآ از هم مجزا
هستند. و به تبع آن شروع، مکانيزم، هدف و نتايج آنها هم با هم تفاوتهای اساسی
دارند آنچه از مجموعه ی شايعات راست و دروغ، خبر
های موثق و غير موثق و همينطور تجربه ی بد آمريکا از دو جنگ متعارف افغانستان و
عراق بر می آيد، اينگونه به نظر می رسد که هدف آمريکا
از حمله به ايران صرفآ فلج کردن همه جانبه ی جمهوری
اسلامی خواهد بود. يعنی آنچه به
احتمال قوی صورت خواهد گرفت حملاتی برق آسا و
ويرانگر خواهد بود. امری که با يک جنگ
متعارف خيلی تفاوت خواهد داشت. از
اينروی خوب است که ما ابتدا نگاهی گذرا به دو پديده هر دو نا مبارک و ويرانگر
جنگ و ضربات تخريبی، و همچنين تفاوتها و هدف های آن دو با هم داشته باشيم و
آنگاه بحث را ادامه داده و نتيجه گيری کنيم جنگ کلاسيک
جنگ ـ حملات
تخريبی ـ معامله
ـ تجزيه ايران
اينروز ها بحث همه ی محافل سياسی خودی و بيگانه بر سر حمله ی
نظامی ايالات متحده به ايران است. خطر وقوع چنين حمله ای به اندازه ای جدی و
نزديک به نظر می رسد که اينک حتی بزرگترين رسانه های بزرگ بين المللی نيز اصلی
ترين تحليل های خود را به همين موضوع اختصاص داده اند
ادامه مطلب
ادامه مطلب
بلاخره روز ازادی نزديک است و دست اين شيطان صفتان کوتاه خوهد شد.ای هم وطن قوی باش و با پشتيبانی از همديگر دست اين شياطين را کوتاه خواهيم کرد. به زودی زود با همت همديگر ايرانی ازاد خواهيم داشت.به امید ازادی هرچه زودتر>زند باد پرشين وپرشين گلف برای هميشه.چو ايران نباشد تن من نباد.دوستان در ايران به اين سايت مراجعه کنيد<فيلتر شکن>اين سايت در ايران باز خواهد شد.به دقت تایپ کنیدو برای باز شدن بر روی کلمه کنتينوبعد اکی فشار دهيد.https://www.sosiran.com
سهيلا
در اعترافاتش در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران، اتهام قتل را پذيرفت و
گفت؛ از 15سالگي بي خانمان شدم. پدرم که فوت شد از خانه فرار کردم و ديگر
برنگشتم. کسي هم دنبالم نيامد. پسري که من فريب عشقش را خورده بودم در
تهران رهايم کرد. از فرط گرسنگي و بي سرپناهي به يک زن خياباني تبديل شدم.
هر شب و هر روز در يک خانه مورد سوءاستفاده قرار مي گرفتم. چاره يي نداشتم
جز اينکه به خواسته هاي عده يي مرد هوسران تن دهم. آنها مي دانستند که من
بي کس و بي پناه هستم و از من سوءاستفاده مي کردند.
وي ادامه
داد؛ هيچ کس نمي فهمد من چه مي گويم، مگر آنهايي که سرماي دي ماه را چشيده
و اين شب ها را در خيابان خوابيده باشند. بارها اتفاق افتاد که شب هاي
يخبندان را در خيابان صبح کردم. من نمي خواستم به اين راه کشيده شوم، مي
خواستم زندگي کنم، آرامش داشته باشم و مثل تمام زنان دنيا به همسر و
فرزندانم عشق بورزم، اما نتوانستم و نشد، تا اينکه يک سال و نيم پيش مردي
معتاد مرا به خانه اش برد. من زندگي کردن با او را دوست نداشتم اما مجبور
بودم تحمل کنم. من از آن مرد باردار شدم و در حالي که حامله بودم مجبور
شدم خانه او را ترک کنم. آن مرد مي خواست مرا هم معتاد کند. پس از ترک وي
دوباره بي خانمان شدم و يک روز پليس مرا دستگير کرد و به بهزيستي تحويل
داد. من بهزيستي را دوست نداشتم. همه مي دانند که آنجا هيچ کس راحت نيست،
اما چون باردار بودم مجبور شدم شرايط را تحمل کنم.وقتي پسرم به دنيا آمد،
او را در آغوش گرفتم. حس مادر بودن خيلي زيبا است و مانند هزاران مادر
ديگر عاشق فرزندم شدم.
وي ادامه داد؛ مي دانستم سرنوشت تلخي در
انتظار فرزندم است. فرزند نامشروع يک زن خياباني بودن جرم ناکرده يي بود
که پسرم از بدو به دنيا آمدن بايد با خود يدک مي کشيد و مسلماً سرنوشت
خوبي در انتظارش نبود، به همين خاطر تصميم گرفتم او را بکشم. من پسرم را
دوست داشتم ولي چاره يي جز قتل وي برايم وجود نداشت. من نمي خواستم او هم
سرنوشتي همانند من داشته باشد. من تقاضاي بخشش ندارم چون بزرگ ترين لطف را
به فرزندم کردم.
از آنجا که پدر اين کودک 5 روزه هرگز شناسايي
نشد، دادستان تهران به عنوان ولي دم قهري براي سهيلا تقاضاي قصاص کرد و با
توجه به اين تقاضا و در حالي که پزشکي قانوني اعلام کرد سهيلا بيماري
رواني ندارد، قضات شعبه 71 حکم بر قصاص اين زن صادر کردند. با اعتراض وکيل
تسخيري سهيلا پرونده به ديوان عالي کشور رفت اما قضات ديوان اعتراض را
وارد ندانستند و ديروز حکم قصاص را تاييد کردند. به اين ترتيب پرونده
سهيلا براي گذراندن آخرين مرحله قضايي به دفتر رئيس قوه قضائيه فرستاده شد.
| Design By : Night Skin |
